جز یره تنهایی /نادیاقاسمی /برازجان
برای ع.کیانی
در من جزیره ای
کاشف
که پرت تو افتاده ام
به دریایم بگیر
در لاک ها
که پشت به پشت
بیا و
تیره ی موجی
از شبانه ام
پایین بکش
که هی خودم را به دل که می زنم
نمی آید
شده ام آویزان
که تا لجن نبوسیده ام تو را من
نبوسیده ام
در شلوغ گلبول ها
تا خون در خودم می چرخانم اَت
آنقدر
که جلبک از ساحل بیرون بزند
خزه بروید و
من
آرام آرام
بالا بیایم
در من جزیره ای
کاشف
که پرت تو افتاده ام
به دریایم بگیر
در لاک ها
که پشت به پشت
بیا و
تیره ی موجی
از شبانه ام
پایین بکش
که هی خودم را به دل که می زنم
نمی آید
شده ام آویزان
که تا لجن نبوسیده ام تو را من
نبوسیده ام
در شلوغ گلبول ها
تا خون در خودم می چرخانم اَت
آنقدر
که جلبک از ساحل بیرون بزند
خزه بروید و
من
آرام آرام
بالا بیایم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 22:2  توسط سامان سپنتا
|
